امام حسین (علیه السلام): سخنى ـ که ناراحت کننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن که دوست داشته باشى که همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
منو اصلی
اخبار > ..زنجیر انسانیت..


  چاپ        ارسال به دوست

..زنجیر انسانیت..

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم؟زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:” من چقدر باید بپردازم؟
و او به زن چنین گفت: ” شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر انسانیت به تو ختم بشه!”
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:” شما هیچ بدهی به من ندارید.
من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر انسانیت به تو ختم بشه!”.
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد  به شوهرش گفت : اسمیت همه چیز داره درست میشه.............

 

He was driving home one evening, In his beat up Pontiac When an old lady flagged him down, Her Mercedes had a flat He could see that she was frightened, Standing out there in the snow Til he said Im here to help you maam, By the way my name is smith
She said Im from St. Louis, And Im only passing through I must have seen a hundred cars go by, This is awful nice of you 
When he changed the tire, And closed her trunk And was about to drive away, She said how much do I owe you 
Heres what he had to say You dont owe me a thing, Ive been there too Someone once helped me out, Just the way Im helping you If you really want to pay me back, Heres what you do Dont let the chain of love end with youWell a few miles down the road, The lady saw a small cafe She went in to grab a bite to eat, And then be on her way But she couldnt help but notice, How the waitress smiled so sweet And how she mustve been eight months along, And dead on her feetAnd though she didnt know her story, And she probably never will When the waitress went to get her change, From a hundred dollar bill The lady slipped right out the door, And on a napkin left a note There were tears in the waitresss eyes, When she read what she wroteYou dont owe me a thing, Ive been there too Someone once helped me out,Just the way Im helping you If you really want to pay me back, Heres what you do Dont let the chain of love end with youThat night when she got home from work,The waitress climbed into bed She was thinkin about the money, And what the ladys note had said As her husband lay there sleeping, She whispered soft and low Everythings gonna be alright
. 

 

 

 


٢٢:٥٥ - 1397/04/20    /    شماره : ١٢٩٧١    /    تعداد نمایش : ٢٤٧



خروج




كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به سایت ایران اخلاق می باشد