امام سجاد(ع) می فرماید: حقِ مادر این است که بدانی او تو را حمل کرده است، به گونه ای که هیچ کس فردی را این چنین حمل نمی کند؛ از شیرة جان خودش برای تو صرف کرده است، که هیچ کس این کار را برای تو نکرده است و جز مادر، کسی اینگونه دیگری را غذا نمی دهد؛ در نگهداری تو با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست خود و با تمام قدرت کوشیده است و این تکالیف را با خوش حالی و بی منّت انجام داده است و در این راه همة سختی ها و غم و غصه ها را بر خود هموار کرده است تا هنگامی که دست توانای آفریدگار تو را از شکم او بیرون آورد و متولد شدی؛ خودش تشنه باشد، اما تو را سیراب کند؛ خودش زیر آفتاب سوزان بماند، ولی تو را در سایه نگه دارد؛ راضی بوده است برای آسایش تو از خواب خود چشم بپوشد و آسایش تو را به قیمت رنج و ناراحتی خودش فراهم سازد. رَحِم او جایگاه رشد و دوران جنینی تو بوده است؛ و دامن او بسترِ آسایش تو و پستانش منبع آب و غذای تو و جان او سپر بلای تو بوده است. آیا تو آن قدرت را داری که به شایستگی سپاس او را بگزاری و از او حق شناسی کنی، بجز این که خدا تو را در این راه مدد کند؟ پس به قدر خود از او سپاسگزاری کن.
منو اصلی
اخبار > مواجهه با دوراهي هاي اخلاقي در مسير كسب‌وكار


  چاپ        ارسال به دوست

اخلاق و كسب‌وكار

مواجهه با دوراهي هاي اخلاقي در مسير كسب‌وكار

خانم اشتون پس از اینکه با معدلی عالی در رشته مدیریت مهندسی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد توانست شغل خوبی در شرکت بین‌المللیPDRC برای خود دست و پا کند. اولین پروژه‌ای که اجرایش به اشتون واگذار شد، پروژه شرکت در مناقصه ساخت یک بزرگراه در یک کشور آفریقایی بود. بعد از بررسی‌های لازم اشتون پیشنهاد خود را برای شرکت در این مناقصه ارائه داد و توانست با موفقیت در آن شرکت کند و در آن برنده شود. اشتون که خوشحال از این موفقیت بزرگ بود و همه همکارانش را به تحسین واداشته بود، با امید‌های بسیار رهسپار آن کشور آفریقایی شد تا مقدمات اجرای پروژه را فراهم آورد، اما به محض ورود به آن کشور با جو سنگین و متفاوتی روبه‌رو شد که او را به شدت نگران ساخت. جریان از این قرار بود که اشتون خیلی زود دریافت که در آن کشور، رشوه گرفتن و رشوه دادن امری عادی و در بسیاری از موارد امری ضروری و گریزناپذیر است و برای پیشبرد کارها حتما باید رشوه پرداخت کرد. شرایط در آنجا چنان بود که اغلب نهادهای دولتی حساسیتی نسبت به پرداخت و دریافت رشوه نشان نمی‌دادند و مشکلی از این جهت برای افراد و شرکت‌های فعال در آنجا ایجاد نمی‌کردند. در بسیاری از موارد حتی کارکنان سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی و غیردولتی به‌طور علنی به شرکت‌های خارجی که مشغول اجرای پروژه‌هایی در آن کشور بودند اعلام می‌کردند که بدون پرداخت رشوه نمی‌توانند کاری برای آنها انجام دهند.

 

با این همه اشتون به خوبی می‌دانست که مقامات شرکت متبوعش به‌طور کامل با هر گونه پرداخت رشوه حتی برای پیشبرد اهداف خود مخالف هستند، چرا که به شدت از افشا شدن این قضیه و جریمه‌های سنگینی که به این دلیل ممکن بود نصیبشان شود، هراسان بودند. از سوی دیگر در صورت ثابت شدن این مساله برای مقام‌های قضایی آمریکا، مجازات سنگین حبس در انتظارش خواهد بود و او در ابتدای زندگی کاری‌اش ممکن بود به فردی سابقه‌دار تبدیل شود. با این همه اشتون این را هم می‌دانست که بدون پرداخت رشوه در آن کشور آفریقایی نخواهد توانست پروژه‌اش را به‌خوبی اجرا کند و به احتمال زیاد شکست خواهد خورد و این مساله برای او که اولین پروژه‌اش برای آن شرکت بین‌المللی را انجام می‌داد یک کابوس بود که او را به شدت به وحشت می‌انداخت و به اعتماد به نفس و رزومه کاری‌اش ضربه سنگینی وارد می‌کرد. اگر شما به جای اشتون بودید چه کار می‌کردید؟ آیا همرنگ جماعت می‌شدید و سعی می‌کردید با پرداخت رشوه کارهایتان را به پیش ببرید و خطر افشا شدن آن و پیامدهای منفی ناشی از آن را به جان می‌خریدید؟ یا اینکه به خاطر پایبندی به اصول اخلاقی و یا شاید ترس از مجازات شدن از سوی مقام‌های قضایی، قید اجرای پروژه‌ای را که آن همه برایش زحمت کشیده بودید، می‌زدید؟


مترجم: سید حسین علوی لنگرودی
alavitarjomeh@gmail.com


١٨:٠٦ - 1397/11/23    /    شماره : ١٣٩٧٤    /    تعداد نمایش : ١٩٣



خروج




كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به سایت ایران اخلاق می باشد