امام حسین (علیه السلام): سخنى ـ که ناراحت کننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن که دوست داشته باشى که همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
منو اصلی
اخبار > «شهر بدون گدا»


  چاپ        ارسال به دوست

«شهر بدون گدا»

.. هوا سرد شده و دستان کوچکش مدام رنگ عوض می‌کنند. همه چیز خوب بود تا وقتی پدر از بالای داربست افتاد و دیگر روی پاهایش نایستاد. حالا دستان کوچک او بود که به جای مداد، بسته‌های دستمال کاغذی و آدامس و فال در دست می‌گرفت تا زندگی‌شان سرپا بایستد. این قصه هر روز و هر هفته در شهرهای کوچک و بزرگ در حال تکرار و تکثیر شدن است؛ قصه بچه‌هایی که از سر ناچاری (در بهترین حالت) و از سر اجبار و تهدید (در بدترین حالت) سر چهارراه‌ها و جلوی پاساژهای گران قیمت می‌ایستند؛ آنهایی که با نام نامانوس «بچه‌های کار» می‌شناسیم‌شان. در حالت کلی، شاید ایستادن آنها جلوی ماشین‌ها و آدم‌هایی که غرق در افکار خودشان عبور می‌کنند، به ماموران سد معبر یا پلیس ختم شود و گام بعدی این قصه آنها را تا مراکز نگهداری کوتاه‌مدت و میان‌مدت ببرد؛ تجربه‌ای سخت و تلخ برای آنهایی که ناچار از تامین معاش خانواده، بار مسوولیت را به دوش کشیده‌اند. با وجود این، تجربه بهتری هم هست؛ جایی دورتر از پایتخت، در تبریز.

تجربه تبریز در برخورد با «کارِ کودک»

نمونه نسبتا موفق

تبریز به شهر بدون گدا معروف است. این شهرت با درصدی احتمال خطا، واقعی است و علتش موسسه‌های توانمند خیریه و اعتماد مردم به این مجموعه‌ها برای حل مشکل تکدی‌گری و افراد نیازمند است. 


١٨:٥٠ - 1397/08/02    /    شماره : ١٧٣٦٣    /    تعداد نمایش : ١٩٩



خروج




كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به سایت ایران اخلاق می باشد