بحث مان را با قسمت ابتدائی سوره مبارکه حدید متبرک می کنیم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
آنچه در آسمانها و زمین است خدا را به پاکى مىستایند و اوست ارجمند حکیم (۱) سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۱﴾
فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست زنده مىکند و مىمیراند و او بر هر چیزى تواناست (۲) لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۲﴾
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزى داناست (۳) هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿۳﴾
اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالارود [همه را] مىداند و هر کجا باشید او با شماست و خدا به هر چه مىکنید بیناست (۴) هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿۴﴾
فرمانروایى [مطلق] آسمانها و زمین از آن اوست و [جمله] کارها به سوى خدا بازگردانیده مىشود (۵) لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿۵﴾
حضرت امام ره در کتاب سرالصلاه تعیبری نزدیک به این معنا دارند که جهات ربوبیه غلبه بر جهات ابلیسیه دارد و این امید آفرین است و بین این دو مرتبه حالات بیشماری است و حقیقت جهاد نفس همین است که آدمی به مرتبه ربوبیه و مقام نبی مکرم (ص) بعنوان روح نور مطلق نزدیک شود.
مطلب مهم اینست که بدانیم که عقل اولین چیزی است که خداوند خلق نموده است و نقطه مقابل عقل، وهم است. اگر وهم در تحت تصرف عقل و شرع درآید و ذیل نظام آن قرار گیرد، مملکت وجود آدمی رحمانی و عقلانی می شود و شیطان و جنودش از آن رخت بر می بندند. ولی اگر وهم حکومت نمود، این قوا جنود شیطان می گردند و جنود عقل و لشکر رحمان شکست می خورد.
در عظمت و اهمیت تفکر:
” اولین مرحله ی مجاهده با نفس وحرکت به سوی حق تعالی تفکر است” و انسان لااقل در هرشبانه روزی که باید مقداری فکر کند و بیاندیشد: آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست ؟ آیا خلقت انسان فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوت است یا مقصود دیگری در کار است؟ اگر انسان عاقل لحظه ای فکر کند، میفهمد که مقصود از این بساط چیز دیگر است و عالم بالا و بزرگ تری منظور است”
نخستین شرط حرکت به جانب حق تعالی تفکر است، اما اثر بخشی اندیشیدن، منوط به ویژگی های زیر است:
۱- نیت مندی این تفکر به قصد مجاهده با نفس باشد.
۲- این تفکر استمرار همه روزه داشته باشد.
۳- محور این تفکر اندیشیدن به احوال خویشتن و تامل در احوال هستی وهدف خلقت باشد .
۴- آدمی به احوال اهل دنیا وکوتاهی عمر لذات وهمچنین سختی ها وناخوشیهای اهل دنیا اندیشه نماید.
۵- تفکر انسان همراه با تمنا، زاری و عجز برای آشنایی به وظایف خود باشد.
۶- مکتوب فکر کردن و نوشتن اندیشه ها و مرور مستمر آنها لازم است و اثربخشی تفکر را تقویت می نماید.
۷- آخر اینکه این تفکر برای ورود به منزل دیگری است که ما آن را عزم می نامیم
در عظمت و اهمیت عزم :
منزل دیگر که بعد از تفکر برای انسان مجاهد پیش می آید، منزل عزم است، یعنی بناگزاری بر ترک معاصی، انجام واجبات و جبران آنچه در ایام حیات از او توفیق انجام آن سلب است. عزم را می توان شامل موارد زیر دانست:
۱- توجه به اینکه عزم اولین مرحله عملی بعد از تفکر می باشد.
۲- عزم جوهره انسانیت وامتیاز انسان بر سایر موجودات می باشد.
۳- سنجه و شاخص انسانیت به تفاوت درجات پای بندی انسان ها به عزم می باشد.
۴- عزم با اراده تفاوت دارد؛ عزم اراده ی محقق شده است.
۵- عزم متشکل از سه اصلِ تصمیم بر ترک معاصی، انجام واجبات و جبران مافات در ایام حیات استوار است.
۶- جرات بر معاصی کم کم انسان را بی عزم می کند.
پس ای برادر بیا از معاصی احتراز کنیم وعزم هجرت به سوی خدای تعالی نماییم، بیا از خداوند تبارک و تعالی در خلوت خود بخواهیم ما را در این مسیر همراهی نماید. رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) او را شفیع قرار دهیم که خداوند به ما توفیق عنایت فرماید و از ما دست گیری کند. زیرا انسان در ایام حیات از لغزش گاه های عمیقی عبور می کند که هر یک می تواند به پرتگاه هلاکت آدمی تبدیل شود و کارش را به جایی برساند که شفاعت شافعین هم شامل اونشود.
صالح جهانگیر salehejahangir@gmail. com